محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
481
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 305 - 307 نامهء عمر و سعد بن ابى وقّاص به يكديگر ، پيش از نبرد قادسيّه طبرى ص 2223 - 2226 . هنگام بازگشت سعد از زرود ، عمر به وى نوشته بود : مردى را كه از وى خرسند هستى ، به سوى دهانه يا مرز هند بفرست كه در پيرامون آن بماند ؛ تا تو را از گزندهايى كه از آن سامان خواهد رسيد ، بازدارد . پس سعد ، مغيرة بن شعبه را ، با پانصد تن ، به آنجا روانه ساخت . . . . چون سعد در شراف ( 1 ) ، فرود آمد ، دربارهء جايگاه خويش و جايگاههاى مسلمانان كه ميان غضّى و الجبّانه سكنى داشتند ، به عمر نامه نوشت . عمر در پاسخ وى نوشت : آنگاه كه اين نوشتهء من به دست تو رسد ، مردم را به گروههاى ده نفرى بخش كن و سرپرستى بر ايشان بگمار و براى سپاهيان ، فرماندهانى برگزين و دستور ده كه سران مسلمانان به حضور تو آيند . در حضور خود ، توان رزمى آنان را بسنج و پس از ميعاد نهادن در قادسيّه ، آنان را به سوى گروههايشان روانه ساز ؛ و مغيرة بن شعبه را با جنگاوران او ، به سپاه خود بپيوند و فرجام كار ايشان را به من گزارش كن . پس سعد به مغيره و ديگر سران قبايل پيام فرستاد و آنان نزد وى آمدند . سپس در شراف توان پيكارى مردم گرد آمده را بر سنجيد و آنان را آمادهء كارزار كرد . فرماندهان دستههاى سپاهى را معلوم نمود و سرجوخهها را بگماشت . سرپرستى هر ده تن سپاهى را به مردى ( سرجوخهاى ) سپرد . همچنان كه در زمان پيامبر ( ص ) و نيز پس از وى تا هنگام پديد آمدن اعطاى مقرّرى ، ترتيب جوخههاى سپاه بدانسان بود . از ميان مردان پيشگام در اسلام ، كسانى را براى بيرقدارى برگماشت . مسلمانان را به جوخههايى بخش كرد و از ميان آنان ، كسانى را به سرپرستى جوخهها برگزيد كه در اسلام داراى ارزش و پايگاهى بودهاند . فرماندهى تاختن و جنگها را نيز به مردانى سپرد . بر پيشتازان لشكر و بر سوى راست و چپ ( 2 ) و دنبالهء سپاه ( 3 ) ، بر تيزتك ( 4 ) سواران و پيشاهنگان و پيادگان و سواره نظام لشكر ، فرماندهانى برگزيد . و سرانجام ، با بسيج كامل و دستور و فرمان عمر ، به راه افتاد . . . . عمر ، پزشكان را گسيل داشت . عبد الرّحمن بن ربيعه باهلى ذو النّور را براى داورى و قضاء به ميان آنان فرستاد و نيز سرپرستى داراييهاى به دست آمده و تقسيم فىء ( 5 ) را به او سپرد ؛ و كار فرا خواندن مردم ( 6 ) به اسلام و نيز پيشاهنگى ( 7 ) لشكر را به سلمان پارسى واگذارد . . . هلال هجرى و زياد بن ابو سفيان ، به ترتيب ، مترجم و دبير لشكر بودند .